|
جمعه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۳
امروز با خيام
عالم و آدم می دونن مريد خيامم و عنوان سفالينه نماد موجودات زمينيه و اين حرفها. اگه زمينه فکريشو داشته باشی، خيام برات اعتيادآور می شه و خرابش می شی. منم هرچی داغون باشم با خيام دوپينگ می کنم.
گر من ز می مغانه مستم، هستم
گر کافر و گبر و بت پرستم، هستم
هرطايفه ای به من گمانی دارد
من زان خودم، چنانکه هستم، هستم
از من رمقی به سعی ساقی مانده است
وز صحبت خلق، بی وفايی مانده است
از باده دوشين قدحی بيش نماند
وز عمر ندانم که چه باقی مانده است
صبح است دمی بر می گلرنگ زنيم
وين شيشه نام و ننگ بر سنگ زنيم
دست از امل دراز خود بازکشيم
در زلف دراز و دامن چنگ زنيم
posted @
۲:۱۹ بعدازظهر
|