|
شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۳
اذا زلزلت الارض زلزالها...
بازم زلزله اومد و بازم دل ما اومد تو دهنمون و باز به اين روزنامه چيهای خاله زنک خدا سوژه عنايت فرمود. داشته باشين ديگه تا چند روز هی الدنگ علافه که می خواد هشدار زلزله تهرون بده و عره عوره شمسی کوره راه بندازه و هی يه مشت کارشاس خيارشناسی به خوردمون بده که چی؟ ساختمونهای تهران امن نيستن و زلزله بياد ترتيب همه تون داده است.
خب کدوم بی شعوريه که اينو ندونه؟ کدوم احمق خوشخيالی فکر کرده تهرانو مثل توکيو ساختن، هان؟! اين جنگهای روانی که راه می اندازين چه مشکلی ازتون حل می کنه آخه؟ بسازبفروشها آدم می شن؟ اين ملت سيب زمينی چشمشو باز می کنه يا رگ غيرتش می جنبه هر قوطی مقوايی به اسم آپارتمان نخره؟ مثلا هلال احمريهای لواشک بند تنبونشونو سفت تر می بندن؟ يا به خيالتونه تهران زلزله بياد چادرها و پتوها و داروها و کمکهای نقدی خارجيها از برکت اراجيفات شما هاپولی نمی شه؟... خودمون خيلی خوشحاليم شما هم هی رو اعصاب سمپاتيک ما ويولن بزنين.
آقا يا خانومی که شما باشی، بنده عين سگ ترسيدم. حالا هی زور می زنم خودمو آماده کنم و هرشب با زندگی وداع می کنم تا نصف شبی موندم زيرآوار يه آمادگی داشته باشم، اما روبرو شدن با مرگ ترس داره ديگه. حالا تا قبض روح بعدی که ببينيم حقيقيه يا مثل اين دفه باز مجازی می شه، هی دل ما بياد تو دهنمون، هی مسئولين جون اينا در راستای توسعه فجيره امارات تلاش کنن، هی روزنامه ها اعصاب ما رو خط خطی کنن... می بينمتون...
posted @
۵:۴۰ بعدازظهر
|