|
دوشنبه، مرداد ۰۵، ۱۳۸۳
می گن لينک نطلبيده مراده ;) ايشون و ايشون لطف کردن در نهايت مهربونی به اين وبلاگ بی نام و نشون خزعبلی لينک دادن، واقعا ازشون ممنونم و شايد لوس به نظر بياد اگه بگم واسه نوشتن دلگرم شدم، اما عين حقيقته. البته باهاس زودتر از اينا تشکر می کردم اما خب، ما اصولا چاکريم!
راستياتشو بخواين وقتی مطالبتون رو راجع به طبيعت و کوه و صحنه های منحصربفرد طبيعی رو که باهاشون مواجه شدين و می شين ، می خونم يه لذت کشفی رو می برم که خودم ازش محروم شدم، البته شايد خودم بيشتر از همه تو اين محروميت مقصر باشم. من حسرت قديمی دريانورد شدن و جهانگرد شدنو هميشه با خودم يدک می کشم، کسی چه می دونه شايد يه روز يا علی رو گفتم و کوله پشتيو برداشتم و بسم الله... ای بابا...
گاهی که به وبلاگ قبليم سرمی زنم خنده ام می گيره يه زمانی چه تحويلمون می گرفتن، چون تحويلشون نگرفتيم حالا بهمون می گن تخم مرغ گنديده! زندگی همينه ديگه، البته خدايی تفسير جالبی از من کرده، می گه عين تخم مرغ گنديده از بيرون سفيد و پاکه وقتی می شکنيش بوگندش حالتو بهم می زنه. راست می گه والله! من اصولا از دور دل می برم از جلو زهره. از رفيق بازی و گروه بازی هم خوشم نمی ياد، زور که نيست؟ هرچی هم شما بگين، قبول، من همونم.
والله به عقب که برگردم آدمهايی که درباره من بد قضاوت کرده ان، از اونايی که ديدشون مثبت بوده خيلی بيشتر بودن. اما به قول هدايت هرچی شما منو سخت تر قضاوت کرده باشين، باز من خودمو سخت تر قضاوت کرده ام. اين قضيه چندان اهميتی نداره. فقط کمکت می کنه عذر آدمهايی که حضورشون رو اعصاب سمپاتيکت ويولون می زنه بخوای. يه حساب سرانگشتی بکشی می بينی تعداد آدمهايی که دوست نداری از اونايی که دوست داری خيلی بيشتره، پس شونه بالا بنداز و درمقابل اونايی که بهت حمله می کنن موضع دفاعی نگير، آدم دليلی نداره همه جا بخواد از خودش دفاع کنه...
posted @
۱۰:۳۸ بعدازظهر
|