|
شنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۳
فارنهايت 11/9
فيلمی که درباب آن بايد گفت
دلبر زياد پيدا می شه تو دنيا اما يکيش دلبر آمريکاييها و صعوديها نمی شه
از دولت امارات به دولت ايران:
تو نديدی
چه غريبه جزيره
يه خاکه
توی آب اسيره
از جزيره به دولت ايران:
ديگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی
دل تنها و غريبم داره اين گوشه می ميره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گيره
از دولت ايران به جزيره:
آسم و پاسم ولی عاشقونه
يه دل دارم که داشتنش گرونه
وقتی که عاشق شدی زود در می رم
می رم يه جای دور و بی نشونه
آس آس...
والله يه زمانی تاريخ جنگ دومو می خوندم می گفتم پوف! عجب دنيايی که يه ورش هيتلر و موسيلينی و هيروهيتو باشن يه ور ديگرش چرچيل و استالين و روزولت. خب معلومه اينطوری می شه ديگه. حالا تو جنگ سوم اين ور و اون ور دنيا کيو بگيری بهش بگی پوف؟ بی شمار "ور" داريم، بی شمار پوف هم. خدا به بخير کنه!
posted @
۹:۱۲ قبلازظهر
|