|
پنجشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۴
تا حالا خيلی شده روزنامه بخونم و بهتم بزنه، شايدم واسه همينه که خريدن روزنامه رو تحريم کردم تا اونجا هم که بشه جلوی خودمو بگيرم سراغ سايتهاشون نرم. اما يه وقتها از دستت در می ره و همچين خبری می بينی، مات می مونی که چی بگی.
البته من و تو نبايد چيزی بگيم، زن بيچاره اش بايد بگه يا خود بدبختش که می تونست الآن سر کارش باشه... اونم به خاطر 400 هزار تومن! ياد اون بنده خدايی افتادم که به اسم سفر حج تمتع سال 77 حدود 100 ميليون تومن کلاهبرداری کرد (که مامان بابای منم جزو اون بيچاره ها بودن) وقتی گرفتنش داشت برای خودش يه کاپشن 100 هزار تومنی می خريد! الآنم قبراق و سرحال داره واسه خودش می گرده و شيشکی می بنده به ريش ما که بعد از 5 سال اصل پولمونو گرفتيم تازه خيلی هم زرنگ بوديم! نتيجه اين که درصد جرم تو رو ميزان سادگی خودت و احمقانه بودن کاری که کردی مشخص می کنه، نه ضرری که واقعا به بقيه زده!
posted @
۱۱:۴۰ قبلازظهر
|