|
چهارشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۴
تيريپ صفا سیتی منگوله ديگه.
جاتون خالی با هزار جور استرس و دل نگرونی رفتم تو جلسه، نگو همه پيچوندن. شيرينی خامه ای و آب پرتقال و چايی خوردم اومدم بيرون، گفتم بعد از اين چند وخت استرس کاری، برم يه گشتی رو اينترنت بزنم که ديدم رها خانم برام کامنت گذاشته بود و چه کامنت محبت آميزی. خلاصه کلی کيفور شدم يه کامنتدونی دم دست واسه وبلاگم پيدا کردم و الآن دو سه ساعتی هست دارم با template وبلاگم سر و کله می زنم. کار هم بی خيالش، رفت تا هفته ديگه که جلسه بذاريم و نيان و شيرينی و اينا.
پی نوشت 1: ملت، کسی منو سمينار دعوت نمی کنه؟ خوش می گذره ها.
پی نوشت 2: آدم می مونه اينجا جلسه است يا ضيافتهای پادشاهی مصر باستان... کم مونده بود طرف دستاشو به هم بزنه بگه: نوازندگان بنوازند، رقاصه ها بيايند.
پی نوشت 3: دختره نديد بديد، يه شيرينی بهت دادن واسه چی اينقدر شلوغش می کنی؟
پی نوشت 4: رها جون خيلی ممنونم.
posted @
۱:۱۴ بعدازظهر
|