|
پنجشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۵
نمی شه غصه ما رو يه لحظه تنها بذاره نمی شه اين قافله ما رو تو خواب جا بذاره دلم از اون دلهای قديميه، از اون دلهاست که می خواد عاشق که شد، پا روی دنيا بذاره دوست دارم يه دست از آسمون بياد ما دوتا رو ببره از اينجا و اون ور ابرها بذاره من می خوام تا آخر دنيا تماشات بکنم اگه زندگی برام، چشم تماشا بذاره بی تو دنيا نمی ارزه، تو با من باش و بذار همه دنيا منو هميشه تنها بذاره
ای بابام هی...
posted @
۶:۱۹ بعدازظهر
|