|
یکشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۵
بخشی از سفارشهای یک مادر که از سر فقر و نداری بچه 22 ماهه شو گذاشته سر راه:
"از خصوصیات اخلاقی آریا برایتان بگویم... اگر سیر باشد و پوشکش تمیز، آرام است. حرف ها را خوب می فهمد... صبح كه از خواب بيدار مىشود نان يا بيسكويت در چاى يا شير را خيلى خوب مىخورد. با عشق به او بدهيد. آريا عاشق سيبزمينى سرخ كرده با سس مايونز است. بستنى، چيپس و پفيلا خيلى دوست دارد. ماكارونى خيلى دوست دارد. ماكارونى را خودش خوب مىخورد. وقتى مىخواهد بخوابد شير پاستوريزه را با شيشه مىخورد. البته خودش هنوز نمىتواند شيشه را به خوبى نگه دارد. موقع خوردن شير شيشه را چند دقيقه يكبار بيرون مىآورد و نفس مىكشد و دوباره مىخورد. نوشيدنى را خيلى دوست دارد. مثل شربت و آبميوه... گوشهی لبش ترك خورده. دكتر بردم گفت به خاطر كمبود ويتامين است."
البته واقعن متاسفم و الحق که تف به مملکتی که با اینهمه نفت و گاز و کوفت و زهر مار ملتش باید بچه شونو سر راه بذارن یا کلیه شونو بفروشن یا تن فروشی کنن و این حرفها... اما ببخشینا... شما که فقر و بدبختی از سر و کولتون بالا می ره، بهتر بود تن به کهنه شوری می دادین و قید پوشک یه بار مصرفو می زدین. بعدم عزیز جان، بچه 22 ماهه که سیب زمینی با سس مایونز و بستنی و چیپس و پفیلا بخوره، بایدم کمبود ویتامین داشته باشه. پول همه اینا رو جمع می کردین براش یه ذره سوپ می پختین بهتر بود. قند توی شربت هم هیچی نشده پدر دندون و استخون بچه رو درمی یاره، همون آبمیوه بهتره باز... درضمن می گن تئین توی چایی برای بچه زیر سه سال خوب نیست چون می ره رو اعصابش، که البته اینو بی خیال، خیلیا چایی می ریزن تو شیشه شیر می دن بچه بخوره...
به هرحال، بچه من هم عاشق استیک با سس قارچ رستوران گردون برج سفیده. هروقت هم دلش می گیره، عادت داره ببرن تو هتل شرایتون بگردوننش. لباسش هم فقط mothercare تنشو نمی خوره و حساسیت نمی ده درنتیجه توش راحته. اینا رو گفتم که اگه یه روز سر راه پیداش کردین، حواستون باشه با کی طرفین. بچه سرراهی من از این بچه سرراهی الکیها(!) نیست.
posted @
۱:۱۸ بعدازظهر
|