|
یکشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۶
بابا این جمهوری اسلامی بد. جمهوری اسلامی ظالم. جمهوری اسلامی هرچی که شما بگی. اما اون طرف هم همچین مظلوم و منطقی و مهربون و تیتیش نیست.
دولت فخیمه بریتانیای کبیر اعلام فرموده اند که بیاین یه کمیته تشکیل بدین ببینیم اصلن مرز ایران تو اروندرود کجاست! یکی نیست بگه فلان فلان شده تو اول سرباز می بری بعد مرز تعیین می کنی؟! تو که نمی دونستی مرز ایران کجاست بیخود کردی آدم فرستادی، اونم نظامی! تو شرایط مشابه یکی با خودت همچین رفتاری بکنه واکنشت چیه؟!
ببین من کار ندارم به این حرفها، ما هم که کاره ای نیستیم. تو تاکسی، تو وبلاگ، تو مهمونی، این ور اون ور می شینیم نق می زنیم و غر می زنیم. سوژه اصلی غر هم جمهوری اسلامیه که خب هرچی ازش بگن بازم کمه. اما تو این غردونی، من واقعن علت آه و ناله خیلیا رو واسه اروپا و آمریکا نمی فهمم. جوری غر می زنن انگار همیشه حق با اوناست و نباید نازک تر از گل بهشون گفت و هیچ وقت سوتی نمی دن!
نه بابا! همچینم گل گلی نیستن! پیشنهاد می کنم وسط غرزدنهاتون یادتون نره مشوق بنیادگرایی تو خاورمیانه کی بود! کی زیرآب دموکراسیهای ضعیف و تازه پای خاورمیانه رو زد! گیرم پول طالبان، ارث بابای بن لادن بود، اسلحه از کجا می آوردن؟ صدام از صندوق جهیزیه ننه اش بمب شیمیایی درآورد؟ کی با آقازاده های ایران معامله های نجومی می کرد و پرونده های حقوق بشر یهو مساتمالی می شد؟!... حالا که شوری آش به خان رسیده، همه یاد عقل و منطق کردن؟! نه جانم! یا اینم یه سیاه بازی دیگه است، یا جدی جدی بچه ماری که رو گنج خاورمیانه انداختن، شده اژدها و یقه خودشونو گرفته! در هردوحالت، بخورین از کاسه جلوتون!
درپایان این غر، می خوام بگم که دلم فقط برای خودمون می سوزه. ما نه فقط تاوان خودخواهیهای بچگونه و بی کفایتی و خیانت حکومتمونو پس می دیم، بلکه تاوان طمع و کثافتکاریهای تموم دنیا رو هم باید یه جا پس بدیم. به قول دایه پیرم: چاره ات بسوزه چاره نویس، که چاره من چاره سوخته رو نوشتی!
posted @
۱۰:۴۶ بعدازظهر
|