|
یکشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۶
ببینم آخرین وسوسه مسیح رو خوندی؟ مسیح اول صلیب سازه. یهودیهای مخالف حکومت رمیها، به صلیب کشیده می شن البته آخوندهای یهودی هم با حکومت رم دستشون طبق معمول توی یه کاسه است که مخالفین همدیگه رو مرتد و کافر و این صوبتا اعلام کنن تا کلکشون زودتر کنده بشه. مسیح هم این وسط یه نجار یه لاقباست که به دستور آخوندها و سربازها صلیب می سازه. داستان از زمانی شروع می شه که مسیح صلیب ساخته و داره عرق ریزون اونو می بره جای موعود تا آزادیخواه بدبختو بهش آویزون کنن. مرد جوونیه همسن و سال مسیح که به سرحد مرگ شکنجه شده و دیگه نای فریاد کشیدن هم نداره تا وقتی که میخها رو روی دست و پاش می کوبن. مریم هم تو جمع مردمه و داره گریه می کنه، معلوم نیست به حال قربانی یا به حال پسر خودش که همچین شغل شریفی پیدا کرده. اما مادر قربانی تا آخر مراسم بدون پلک زدن، بدون یه قطره اشک محکم سرجاش می ایسته. وقتی بدن پسرش روی صلیب از تشنج مرگ آروم می گیره، رو به مریم می کنه و با صدای بلند می گه: مریم! پسرت رو نفرین می کنم! نفرین می کنم که یه روز جای من بایستی و پسرت رو همین جا به همین صورت به صلیب بکشن. شخصیت مسیح تو کل داستان پیچیده است و جریان از یه تلنگر عاطفی و این ننربازیها شروع نمی شه. اگه خیلی دوست داری بدونی چطوری از مصلوب کننده به مصلوب می رسه، بهتره خود کتاب رو بخونی (حتی فیلمش هم اون قدرها گویا نیست) که نمی شه تو چند خط وبلاگ آوردش. ولی نکته جالب توجهش اینه که در تمام طول زندگیش، نفرین مادر رو درست به شکل صلیب به دوش می کشه. در همه جا سایه زن به همراه صلیب باهاشه. بالای تپه وقتی دارن صلیب رو برپا می کنن، مسیح خطاب به نفرین (سایه) می گه همسفر یه کم تحمل کن، داریم می رسیم... و بالای صلیب می ره.
خب که چی؟ هیچی. به نظر من خیلیا تو زندگیشون سایه صلیبو به دوش می کشن. اسمش گناهه؟ ترس از مرگه؟ نمی دونم. من اسمشو می ذارم عذاب وجدان. وقتی به کسی ظلم می کنی، اگه هنوز اون قدر تو کثافت غرق نشده باشی که حس گرهای عاطفیت از کار بیفتن، فکر طرف رو همه جا با خودت این ور اون ور می بری. شاید خیلی وقتها خودتو به صلیب بکشی و با خودت بگی بیا همسفر رسیدیم دیگه. اما نمی رسی. سایه و صلیب همیشه باهات می مونن. شاید کازانتزاکیس هم این جمله انجیل یادش بوده که "هرکس می خواهد به سعادت جاودان دست یابد، صلیب خود را به دوش کشیده به دنبال من بیاید" و بعد صلیب مسیح رو به اون شکل توصیف کرده... ها؟ نظرت چیه؟
می خوام حسابمو با صلیبم تصفیه کنم.
خسته شدم دیگه.
posted @
۲:۱۲ بعدازظهر
|